مناسبت ها

آمار بازدیدکنندگان

2662221
امروزامروز377
دیروزدیروز3007
این هفتهاین هفته18307
این ماهاین ماه90219
کل بازدیدهاکل بازدیدها2662221

سامانه معرفی کسب و کارهای مجازی گیلان

شنبه, 03 آبان 1399 ساعت 08:15

امام حسین (ع) آخرین نمازش را اول وقت و به جماعت خواند

هرکه سودای تو دارد چه غم از هر دو جهانش

                                                       نگـران تـو چـه اندیشه و بیـم از دگرانـش

 به جفایی و قفایـی نـرود عاشــق صــادق

                                                         مژه برهـم نزنـد گـر بزني تيـر و سنانـش

وجود مبارك حسين بن علي چندين بار خود را معرفي كرد، اتمام حجّت كرد، تا شد نزديك ظهر كه حالا حضرت نماز خوف را خواست بخواند، آنها كه مهلت ندادند، بعضي‌ها پيشنهاد دادند كه ما جلو سپر مي‌شويم، اين تيرها را مي‌گيريم و اين كار جايزه‌اي بود، هر كسي اين توفيق را نداشت.

يكي از آنها سعيد بن عبدالله حنفي بود، عرض كرد؛ پسر پيغمبر! من منّتي ندارم، ولي من ۱۲۰۰ فرسخ راه آمدم، من يك خصوصيت دارم، با ديگران فرق مي‌كنم، اين سِمت را به من بدهيد! ۱۲۰۰ فرسخ راه، آن وقت بين مكه و كوفه با راه ناامن! اين تقريباً ۷۲۰۰ كيلومتر راه آمد. سعيد بن عبدالله حنفي از رجال نام‌آور كوفه بود، نامه مردم متديّني كه تا آخر وفادار بودند، نه آنها كه بي‌وفا بودند، از كوفه اين نامه را گرفت، آمد خدمت ابي عبدالله در مكه، اين سيصد فرسخ، فاصله مكه و كوفه سيصد فرسخ است، با راه ناامن! چون تمام راه‌هاي رسمي را حكومت اموي بَست، اينكه در بعضي از تاريخ‌ها نقل مي‌كنند، اينها تشنه شدند، آسيب ديدند، براي اينكه از راه ناامن و غير رسمي آمدند.

اين شده سيصد فرسخ، وجود مبارك ابي‌عبدالله نامه را پذيرفت، مسلم بن عقيل را اعزام كرد و راه‌بلدش همين سعيد بن عبدالله حنفي بود، از مكه تا كوفه آمد، شده ششصد فرسخ. بار سوم نامه مسلم ‌بن‌ عقيل را كه گفت كوفيان با من بيعت كردند، از كوفه آورد مكه، اين شده نهصد فرسخ. بار چهارم از مكه تا كربلا كه اين هم سيصد فرسخ است، در صحابت ركاب حسين بن علي آمد، شده ۱۲۰۰ فرسخ؛ يعني ۷۲۰۰ كيلومتر راه آمد، (سعید بن عبدالله چیزی حدود شش ماه در دشت و بیابان برای انجام مأموریت به شوق شهادت در راه بود)سعید بن عبدالله عرض كرد؛ «يابن رسول الله»! من منّتي ندارم، من اين ۷۲۰۰ كيلومتر ناامن را آمدم تا خونم را تقديم كنم، اجازه بدهيد من جلو بايستم! جلو ايستاد.

سعيد بن عبدالله حنفي عرض كرد به من اجازه بدهيد! فرمود باشد، اجازه مي‌دهم! اين آمد جلو، نماز خوف حسين بن علي ایستاد؛ اما تير مرتّب مي‌آمد، دوازده چوبه تير به بدن سعيد بن عبدالله رسيد، سعید گاهی با دست گاهی با سینه تیرها را می گرفت «مژه بر هم نزند گر بزني تير و سنانش»! آخرين تير را سعيد ديد، اگر دير بجنبد، ممكن است به پسر پيغمبر بخورد، اين صورت را جلو آورد، اين تير را با صورت گرفت، فقط رَمَقي ماند، عرض كرد؛ پسر پيغمبر! ۱۲۰۰ فرسخ آمدم، آيا به عهدم وفا كردم يا نكردم؟ فرمود: «أَنْتَ بَيْنَ يَدَي‏ في الجنة»! تو در بهشت رودرروی من هستی.

 

شورای اقامه نماز شیلات گیلان

خواندن 779 دفعه

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت ؟

حاضرین در سایت

ما 122 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

گالری تصاویر