مناسبت ها

آمار بازدیدکنندگان

1464271
امروزامروز1654
دیروزدیروز2185
این هفتهاین هفته13876
این ماهاین ماه41405
کل بازدیدهاکل بازدیدها1464271
چهارشنبه, 01 خرداد 1398 ساعت 05:07

خاطرات شهید بابایی فرمانده نیروی هوایی دوران تحصیلی در آمریکا


سال 1350 هجری شمسی آمریکا ، شهر لاواک ، پایگاه هوایی ریتس ؛ محل آموزش خلبان های اف – 5. عباس بابایی از دانش جویان اعزامی از ایران است. کارهایش طبق گزارش های مندرج در پرونده اش « غیر نرمال » است. نماز می خواند. در آن دوره که همه به فسق و فجور مباهات می کنند، وسط اتاق خوابگاهش یک نخ کشیده تا هم اتاقی مشروب خورش این طرف نیاید. خودش حتی پپسی هم نمی خورد. می گوید کارخانه اش مال اسرائیلی ها است. کلنل باکستر فرمانده پایگاه وقتی به دفتر کارش برگشت جوان را که احضار کرده بود دید. قیافه جوان ایرانی آشنا به نظر می رسید. یادش آمد شبی دیروقت با همسرش از مهمانی بر می گشته و او را دیده که دارد در خیابان های پایگاه می دود، برای این که « شیطان را از خودش دور کند.» حالا هم جوان داشت روی روزنامه هایی که کف دفترش پهن کرده بود دولا راست می شد. بعد از تمام شدن کارش توضیح داد این از واجبات دین آن ها است و الان وقت انجام دادنش بوده و کلنل هم که نبوده ... انگلیسی را گرچه کمی شمرده ولی روان صحبت می کرد. کلنل فکر کرد چه جالب! بقیه گزارش های پرونده را هم نگاه کرد. جوان را نگاه کرد. عکس های آن موقع ، جوانی خوش چهره با ته ریشی دو روزه را نشان می دهند. کمربند کلفت چرمی روی شلوار جینش بسته و با رفقایش ، خوشحال دور میز فرمیکایی یک کافه نشسته . کلنل زیر پرونده اش را امضا کرد. عباس خلبان شده بود.  



امور فرهنگی شیلات گیلان

خواندن 845 دفعه

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت ؟

حاضرین در سایت

ما 177 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

گالری تصاویر