مناسبت ها

آمار بازدیدکنندگان

2540140
امروزامروز3351
دیروزدیروز3602
این هفتهاین هفته3951
این ماهاین ماه69310
کل بازدیدهاکل بازدیدها2540140

سامانه معرفی کسب و کارهای مجازی گیلان

نكته هاي ناب

نكته هاي ناب (9)

چهارشنبه, 23 مهر 1399 ساعت 06:11

آخرین نماز امام حسین (ع) در ظهر عاشورا

نوشته شده توسط

وجود مبارك حسين بن علي چندين بار خود را معرفي كرد، اتمام حجّت كرد، تا شد نزديك ظهر كه حالا حضرت نماز خوف را خواست بخواند، آنها كه مهلت ندادند، بعضي‌ها پيشنهاد دادند كه ما جلو سپر مي‌شويم، اين تيرها را مي‌گيريم و اين كار جايزه‌اي بود، هر كسي اين توفيق را نداشت.

يكي از آنها سعيد بن عبدالله حنفي بود، عرض كرد؛ پسر پيغمبر! من منّتي ندارم، ولي من ۱۲۰۰ فرسخ راه آمدم، من يك خصوصيت دارم، با ديگران فرق مي‌كنم، اين سِمت را به من بدهيد! ۱۲۰۰ فرسخ راه، آن وقت بين مكه و كوفه با راه ناامن! اين تقريباً ۷۲۰۰ كيلومتر راه آمد. سعيد بن عبدالله حنفي از رجال نام‌آور كوفه بود، نامه مردم متديّني كه تا آخر وفادار بودند، نه آنها كه بي‌وفا بودند، از كوفه اين نامه را گرفت، آمد خدمت ابي عبدالله در مكه، اين سيصد فرسخ، فاصله مكه و كوفه سيصد فرسخ است، با راه ناامن! چون تمام راه‌هاي رسمي را حكومت اموي بَست، اينكه در بعضي از تاريخ‌ها نقل مي‌كنند، اينها تشنه شدند، آسيب ديدند، براي اينكه از راه ناامن و غير رسمي آمدند.

اين شده سيصد فرسخ، وجود مبارك ابي‌عبدالله نامه را پذيرفت، مسلم بن عقيل را اعزام كرد و راه‌بلدش همين سعيد بن عبدالله حنفي بود، از مكه تا كوفه آمد، شده ششصد فرسخ. بار سوم نامه مسلم ‌بن‌ عقيل را كه گفت كوفيان با من بيعت كردند، از كوفه آورد مكه، اين شده نهصد فرسخ. بار چهارم از مكه تا كربلا كه اين هم سيصد فرسخ است، در صحابت ركاب حسين بن علي آمد، شده ۱۲۰۰ فرسخ؛ يعني ۷۲۰۰ كيلومتر راه آمد، عرض كرد؛ «يابن رسول الله»! من منّتي ندارم، من اين ۷۲۰۰ كيلومتر ناامن را آمدم تا خونم را تقديم كنم، اجازه بدهيد من جلو بايستم! جلو ايستاد.

يكي از بهترين غزل‌هاي سعدي كه فقط شعر است و شاعرانه گفته شد و مصداقي شايد زير اين آسمان نداشته باشد، همين است كه عاشقي درباره معشوق مي‌گويد:

مژه برهم نزند گر بزني تير و سنانش

                                                       نگـران تـو چـه اندیشه و بیـم از دگرانـش

 به جفایی و قفایی نرود عاشق صادق

                                                         مژه برهـم نزنـد گـر بزني تيـر و سنانـش

اين از غزل‌هاي بسيار لطيف سعدي است كه اگر تير از طرف معشوق بيايد، من مژه‌ام را تكان نمي‌دهم. اين سعيد بن عبدالله حنفي عرض كرد به من اجازه بدهيد! فرمود باشد، اجازه مي‌دهم! اين آمد جلو، نماز خوف حسين بن علي ایستاد؛ اما تير مرتّب مي‌آمد، دوازده چوبه تير به بدن سعيد بن عبدالله رسيد، سعید گاهی با دست گاهی با سینه تیرها را می گرفت «مژه بر هم نزند گر بزني تير و سنانش»! آخرين تير را سعيد ديد، اگر دير بجنبد، ممكن است به پسر پيغمبر بخورد، اين صورت را جلو آورد، اين تير را با صورت گرفت، فقط رَمَقي ماند، عرض كرد؛ پسر پيغمبر! ۱۲۰۰ فرسخ آمدم، آيا به عهدم وفا كردم يا نكردم؟ فرمود: «أَنْتَ بَيْنَ يَدَي‏ في الجنة»! تو در بهشت رودرروی من هستی.

شورای اقامه نماز شیلات گیلان

انسان عاشق مگر می شود از امام حسین جدا شود. شب تاسوعا مگر توانستند از امام حسین جدا شوند؟ هرچه گفت: بروید ، کسی نرفت و جدا نشدند. خالص ها جدا نمی شوند ، دو هزار نفر همراه امام حسین بودند. چند بار فرمود بروید من شهید می شوم، سر شما کلاه نگذارم . من شفاف هستم. فوج فوج رفتند، در یک منزل که مفصل رفتند از یکی از اساتید شنیدم که گویی حضرت زینب فرمود: آقاجان چرا اینها را مرخص کردی رفتند؟ گفت: برای اینکه اگر می ماندند جلوتر از لشگر عمر سعد مرا غارت می کردند. اردوی امام حسین خالص بود و خالص هیچ وقت از حسین جدا نمی شود.

به نقل از آیت الله عاملی

 

امور فرهنگی شیلات گیلان

پنج شنبه, 27 شهریور 1399 ساعت 08:19

رؤیای صادقه علی اشرف والی ، نقاش هنرمند ایرانی

نوشته شده توسط

 

«۱۳ساله بودم که رؤیای صادقه ای را دیدم؛ در خواب با چهره نورانی مردی مواجه شدم که آنقدر برایم آشنا بود که انگار سالیان سال بود میشناسمش، آری او کسی نبود جز علی بن ابیطالب(ع). از آن زمان عزم خود را جزم کردم تا هنر نقاشی را فرا گیرم تا شاید بتوانم آنچه را که در خواب دیدم روی بوم پیاده کنم».

سال ۴۴بود که این هنرمند فقید، تصمیم میگیرد، هدف عالی خود از فراگیری هنر نقاشی را عملی کند؛ پس دست به کار خلق تابلویی میشود که ۲۱سال از عمر هنری خود را به آن اختصاص میدهد، تابلویی که با حساسیت وی مو به مو منطبق با همان چیزی که در نوجوانی آن را به خواب دیده بود اجرا شد.

سال ۶۵تابلو به نمایش درمیآورد؛ بسیاری از جمله مراجع و علمای حوزه های علمیه آن را دیدند و با توجه به مصادیق و مشاهداتی که در مورد چهره ظاهری حضرت علی(ع) در مکتوبات مذهبی وجود داشت، همگی به تصدیق آن پرداخته و به زعم ایشان این اثر، شبیه ترین نقاشی به تمثال مبارک حضرت امیر(ع) شناخته شد.

علی اشرف والی؛ در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در روستای ولیان (ساوجبلاغ از توابع استان البرز) متولد شد. استاد پیشکسوت نقاشی ۱۱ دی سال ۱۳۸۹به دلیل کهولت سن، چشم از جهان فرو بست و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) آرام میگیرد؛ هنرمندی که رهبر معظم انقلاب به پاس هنر متعهد او، درگذشتش را تسلیت گفتند.

 

امور فرهنگی شیلات گیلان

چهارشنبه, 05 شهریور 1399 ساعت 06:04

رؤیای صادقه آیت الله اراکی در مورد امیر کبیر

نوشته شده توسط

 آیت الله اراکی فرمود : شبی خواب امیر کبیر را دیدم ، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیب گردید ؟

با لبخند گفت : خیر.

سوال کردم : چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی ؟

گفت : نه

با تعجب پرسیدم : پس راز این مقام چیست ؟

جواب داد : هدیه مولایم حسین (ع) است !

گفتم : چطور!

با اشک گفت ” آن گاه که رگ دو دستم را در حمام  فین کاشان زدند؛

چون خون از بدنم می رفت تشنگی بر من غلبه کرد

سر چرخاندم تا بگویم قدری آب دهید ؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان !

دو تا رگ بریدند این همه تشنگی ! پس چه کشید پسر فاطمه (س) ؟

او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه بود !

از عطش حسین (ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین (ع) آمد وگفت :

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی ؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ ، باشد در قیامت جبران کنیم.