مناسبت ها

آمار بازدیدکنندگان

3144743
امروزامروز2240
دیروزدیروز3100
این هفتهاین هفته18666
این ماهاین ماه45494
کل بازدیدهاکل بازدیدها3144743

سامانه معرفی کسب و کارهای مجازی گیلان

دوشنبه, 06 ارديبهشت 1400 ساعت 03:58

جلوه فروغ رحمت الهی

حضرت موسی می‌خواست به طور برود، یک جوانی به موسی گفت که برو به خدا بگو که من را بکُشد و به من روزی ندهد. خیلی از دست خدا عصبانی بود. حضرت موسی رفت و نتوانست بگوید. خدا فرمود: بنده‌ی من یک پیغامی به تو داده بود که به من برسانی. فرمود: برو به بنده‌ی من بگو که تو مرا به خدایی قبول نداری ولی من تو را به بندگی قبول دارم اگر با من قهری، من با تو قهر نیستم. چه قدر این ادبیات خوب است که بگوییم خدایا اگر من را به جهنم هم ببری «اعلمت اهلها انی احبک» « اعلام میکنم به اهل جهنم که من خدا را دوست دارم »این ادبیات سنگ را پاره می‌کند. یک زمانی است که ما باید به خدا ثابت کنیم که ما برگشتیم تو هم برگرد. گاهی انسان هر چه معرفت او بیش‌تر شود و این دلهره و این واهمه مقدس هست که خدایا با چه چشمی به من نگاه می‌کنی. یک جوانی بوده است که خیلی خیلی گناه کرده بود و لحظات آخر عمر او بوده است که به مادر خود می‌گوید که بالاخره مرگ برای همه است و من هم دارم می‌میرم ولی خیلی خراب کردم. با چه رویی به پیش خدا بروم. من که مردم یک ریسمانی گردن من بینداز و من را در این اتاق بگردان تا خدا ذلت من را ببیند و برای ذلت من رحم کند. مادر خواست تکان بخورد، هاتفی ندا زد که این مورد قبول ما است.

«فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا» خدای متعال گله می‌کند که وقتی ما بلا را فرستادیم چرا بندگان ما به درگاه ما تضرع نکردند. یک راه تضرع، نجوای با خدا است. یک راه نجوا، صحبت با اوصاف خود خدا است و اوصاف خدا این جوری است که به خاطر ادبیات بسیار عاشقانه که با بشر دارد، بشر به طرف دلال می‌رود و در روایت هم هست که «مدلل علیک» من با دلال با تو صحبت می‌کنم و با ناز با تو صحبت می‌کنم. یعنی رحمت خدا این جرأت را به انسان می‌دهد که زبان او باز شود و با صمیمیت و با محرمیت خاص با خدا صحبت کند. خدایا خود تو گفتی که من بیشتر از مادر به فرزند خود مهربان هستم و خدایا خود تو گفتی که «رحمتی وسعت کل شی» خدایا خود تو گفتی که رحمت من بر غضب من سبقت دارد. خدایا خود تو گفتی که من این عالم را برای رحمت خلق کردم. خدایا خود تو امر به دعا کردی. خدایا خود تو تضمین کردی. «وَ لَيْسَ مِنْ صِفَاتك يَا سَيِّدِي أَنْ تَأْمُرَ بِالسُّؤَالِ وَ تَمْنَعَ الْعَطِيَّة» وصف تو نیست که امر به دعا کنی آن وقت جلوی استجابت را بگیری. خود تو گفتی که استغفار کنید، بلا را برمی‌دارم. خدایا اگر بد هستیم که مال بد بیخ ریش صاحب آن هست و اگر بد هستیم  که مال تو هستیم. این نسبت را نمی‌توانی از ما بگیری. بالاخره هر چه هستیم که مال خدا هستیم و خدای متعال به مال خود غیرت دارد. وقتی که حضرت موسی گفت که قدرت را بده که من چند لحظه بدانم که با این قارون تبهکار چه کنم. آن وقت به زمین دستور داد که قارون را بِکِش. زمین قارون را می‌کشید و قارون التماس می‌کرد. آخر سر گفت که تو را قسم به آن نسبتی که بین من و تو هست ( قارون پسر عموی حضرت موسی بود) ولی باز حضرت موسی اعتنا نکرد و سرانجام جناب قارون با خانه اش در زمین فرو رفت با آن خلاف‌هایی که کرده بود. بعد خدا به موسی گفت که می‌دانی چرا به قارون اعتنا نکردی؟ چون او را تو خلق نکردی. به عزتم سوگند اگر یکبار مرا صدا می زدند پاسخ شان را می دادم.

یکی از علما می‌گفت که در مشهد دیدم که یک پیرمردی از روستا آمده و در می‌زند. به او گفتم که فلانی امام رضا می‌فهمد از روستایی که حرکت کردی می‌فهمد که تو به این‌جا آمدی. گفت نه در را می‌زنم که این در زدن برای من خصوصیت دارد و می‌خواهم که آقا به من بگوید که چه کسی هستی؟ تا من هم بگویم که فلانی هستم که آمدم. آقا رسول الله خیلی نگران نسبت به آبروی امت بودند. خدای متعال گفت که چرا نگران هستی؟ گفت نگران هستم که در محشر آبروی امت من در برابر امت‌های دیگر برود. خدای متعال فرمود که چه کاره‌ی امت هستی؟ گفت من پیغمبر این امت هستم. خدای متعال فرمود که اگر تو پیغمبر آن‌ها هستی، من خدای آن‌ها هستم. جایی از آن‌ها حسابرسی می‌کنم که تو همم متوجه نشوی.

منبع: سمت خدا آیت الله عاملی

امور فرهنگی شیلات گیلان

خواندن 823 دفعه

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت ؟

حاضرین در سایت

ما 95 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

گالری تصاویر

آخرین بروزرسانی سایت

  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 28 جون 2020, 12:50:04.