مناسبت ها

آمار بازدیدکنندگان

980721
امروزامروز968
دیروزدیروز1022
این هفتهاین هفته3922
این ماهاین ماه9936
کل بازدیدهاکل بازدیدها980721
شنبه, 09 تیر 1397 ساعت 06:04

تاثير قرآن بر اسعد بن زراره

پرسش : اسعد بن زراره چگونه مسلمان شد؟پاسخ اجمالی:پاسخ تفصیلی: در کتاب «اَعْلامُ الْورى» و «بِحارُالاَنْوار»، سر گذشتى از جاذبه و تاثیر فوق العاده آیات قرآن در نفوس شنوندگان آمده است. جریان طبق نقل بحار الانوار به طور فشرده چنین است: 

دو نفر از طایفه خزرج به نام اسعد بن زراره و ذکوان بن عبدقیس به مکه آمده بودند تا از مردم آنجا پیمانى بر ضد طایفه اوس که از رقیبان و دشمنان سر سخت خزرج در مدینه بودند، بگیرند؛ آنها به خانه عتبه بن ربیعه وارد شدند و منظور خود را از سفر به مکه براى او توضیح دادند. 

عتبه در پاسخ آنها گفت: «شهر ما از شهر شما دور است، مخصوصاً در این ایام گرفتارى تازه اى پیدا کرده ایم که ما را سخت به خود مشغول داشته، بنابراین توان یارى شما را نداریم . » اسعد پرسید: «شما در حرم امن زندگى مى کنید، چه گرفتارى دارید» عتبه گفت: «مردى در میان ما ظهورکرده که  مى گوید: «رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هستم». عقل ما را ناچیز مى داند، به خدایان و بت هاى ما بد مى گوید، اجتماع ما را پراکنده و جوانان ما را فاسد نموده است». اسعد پرسید: «او از کدام خانواده است؟»، گفت: «فرزند عبدالله، و فرزند زاده عبدالمطلب است و اتفاقاً از خانواده شریفى است».
در اینجا اسعد و ذکوان در فکر فرو رفتند، و به خاطرشان آمد که از یهود مدینه شنیده بودند که به همین زودى پیامبرى در مکه ظهورخواهد کرد، و به مدینه هجرت خواهد نمود؛ اسعد پیش خود گفت؛ نکند این همان کسى باشد که یهود از او خبرمى دادند. سپس رو به عتبه کرد و پرسید: «او الآن کجا است؟» گفت: «او و پیروانش هم اکنون در دره اى از کوه، محاصره شده اند و تنها در موسم حج و عمره ماه رجب، مى توانند در مسجد الحرام و در میان جمعیت به راحتى ظاهر شوند، او الآن به مسجد الحرام آمده، اما اگر مى خواهى به آنجا بروى، به سخنان او گوش فرا مده، و حتى یک کلمه با او حرف نزن، که او ساحر زبر دستی است (و این در ایامى بود که مسلمانان در شعب ابیطالب در محاصره بودند)».

اسعد به عتبه گفت: «من چاره اى ندارم مُحرِم شده ام و باید طواف خانه کعبه کنم، او هم که در آنجا نشسته است، تو به من مى گویى من به او نزدیک نشوم، پس چه کنم؟» عتبه گفت: «مقدارى پنبه در گوش هاى خود قرار ده، تا سخنان او را نشنوى!» اسعد وارد مسجد الحرام شد در حالى که هر دو گوش خود را با پنبه سخت بسته بود و مشغول طواف خانه کعبه شد، در حالى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) با جمعى از بنى هاشم در حجر اسماعیل در کنار خانه کعبه نشسته بودند، او نگاهى به پیامبر(صلی الله علیه وآله) انداخت و به سرعت گذشت.

در دور دوم طواف با خود گفت: «هیچ کس احمق تر از من نیست، آیا مى شود یک چنین داستان مهمى در مکه بر سر زبان ها باشد و من از آن خبرنگیرم، و قوم خود را در جریان نگذارم!» دست کرد و پنبه ها را از گوش بیرون آورد و دور افکند و در جلو پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) قرار گرفت و پرسید: تو ما را به چه چیز دعوت مى کنى؟! پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آرامى فرمود: «به شهادت بر یگانگى خدا و این که من فرستاده او هستم، و نیز شما را به این کارها دعوت مى کنم...» سپس آیات 151 تا 153سوره انعام: « قُلْ تَعَالَوْا اَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ اَلاَّ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ اِحْسَاناً...» تا آخر آیات که مجموعه اى است از معارف عالى اسلامى و دستورات اجتماعى و مسائل اخلاقى ـ که مجموعاً ده دستور است ـ را براى او تلاوت فرمود. هنگامى که اسعد این آیات روح پرور را که با فطرتش آشنا بود، شنید به کلى منقلب شد و فریاد زد:        «اشهد ان لا اله اِلاّ اللّه و اشهد انَّ محمّداً رسول اللّه». 
سپس افزود: اى رسول خدا! پدر و مادرم فدایت باد. من اهل یثرب و از طایفه خزرج هستم، روابط ما با برادرانمان از طایفه اوس بر اثر جنگ هاى طولانى به کلى از هم گسسته، و شاید خداوند به کمک تو آن پیوند گسسته را بر قرار سازد. 
ما وصف تو را از طایفه یهود مدینه شنیده بودیم که از ظهورتو بشارت ها    مى دادند، و امیدواریم که شهر ما هجرتگاه تو گردد، زیرا یهود از کتب آسمانى خود چنین به ما خبر داده اند؛ من براى بستن پیمان جنگى بر ضد دشمنان آمده بودم، ولى خداوند مرا به پیروزى بزرگترى نایل کرد. 
رفیق او ذکوان نیز مسلمان شد؛ و هر دو از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) تقاضا کردند مُبلّغى همراه آنان به مدینه بفرستد تا به مردم قرآن تعلیم دهد و به سوى اسلام دعوت نماید، و آتش جنگ ها خاموش گردد.
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مصعب بن عمیر را همراه آنان به مدینه فرستاد و از آن زمان، پایه هاى اسلام در مدینه گذارده شد و چهره مدینه دگرگون گشت.

گردآوري از کتاب:

پيام قرآن‏، آيت الله العظمى ناصر مكارم شيرازى، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، 1386 ه. ش‏، ج 8، ص 93. 

 

امور فرهنگی شیلات گیلان

خواندن 900 دفعه

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت ؟

حاضرین در سایت

ما 34 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

گالری تصاویر